یه مطلبی که خیلی من رو به وجد آورد تو صحبتهای آقای سلطانی این بود که ایشون اعتقاد داشتن که کودک وقتی به دنیا میاد یه لوح سفید نیست


ایشون با  توجه به صحبتهاشون می فهمیم که یک انسان عارف هستن یعنی یه ذهنیت عارفانه دارن بعد با مطالعات خیلی زیادی که رو تمام نوشته ها و کتاب ها و مقالات علمی که در زمینه انسان و فرزند پروری و نظریات رشد و اینا داشتن اومدن نتیجه تحقیقات سالیان سالشون رو با اون دیدگاه عارفانه خودشون منطبق کردن و بیان میکنن در کنار مطالعه تمام مطالب خارجی و ترجمه شده، کتابهای سنتی خودمون رو هم مطالعه کردن یعنی من خودم به عنوان یه روانشناس معناگرا که نظریهء ویکتور فرانکل پایهء درمانهای خودم بود اونقدر این نظریات ایشون برای من قابل درک و محکم و قابل اثباته که هیچ جا هیچ طوری نمی تونم ساز مخالف بزنم اصلا ابهام برام نداره یعنی صحبت های ایشون با هیچ کدوم از دیدگاههای روانشناسی دنیا منافات نداره و هیچکدوم از اون دیدگاهها نمی تونه اینی که ایشون میگه رو رد کنه


در مورد اون لوح سفید وجودی انسان میگن بچه که نطفه اش بسته میشه مثل یه نگاتیو عکاسی میمونه که یه عکسی از قبل روش ثبت شده اما چیزی معلوم نیست و قابل دیدن نیست تا بره تو تاریکخونه و در مایع ظهور قرار بگیره و ظاهر بشه حالا ما به جای فراهم کردن یه محیط مناسب و یه مایع ظهور چون چیزی روش نمیبینیم هی میایم روش خط خطی میکنیم و خودمون نقش میندازیم و رو لوح ضمیر بچمون اون چیزی که خودمون دلمون میخواد نه اون چیزی که واقعا هست رو ثبت میکنیم


محیط مناسب هم یه محیط امن بدون مانع هست در مورد مایع ظهور هم مفصل حرفها میزنن


یعنی اگر اجازه بدیم بچه خودش با نیروی وجودی خودش رشد کنه میتونه متجلی بشه و دنیا توسط این آدم ها تا الان حفظ شده آدم هایی که وصل هستن یکیش ابوعلی سینا


همین الان پروفسور سمیعی خودش میگه من فقط جمجمه رو برش میدم بقیه اتفاقات دیگه در اختیار من نیست .. یک انسان متجلی میشه ایشون


و بر روی اون لوح اولیه وجودی همه انسانها تمام استعدادها ثبت شده اما ژنتیک (خصوصیات) و محیط باعث بروز بعضی از اونها میشه


و اون عدلی که به خدا نسبت داده میشه در همین هست


در اون لوح اولیه که تمام استعدادها درش موجود هست و به همه داده میشه


مراقبت، محافظت، اجازه "ظهور" دادن، اجازه "حضور" دادن، ایجاد محیط امن و اینها در حیطه وظایف والدین هست


حالا خودتون عظمت مسئولیت یه پدر مادر رو ببینین


یعنی یه داد کوچیک که سر بچه بزنیم یه خش انداختیم رو نگاتیو وجودش ... دست بچه رو هم که میکشیم خشونته


تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل


بعد خیلی ها از بچگی بچه اشون رو کتک میزنن، حبس میکنن، متلک میگن، احساس گناه در بچه ایجاد میکنن، بچه هرکاری میکنه میگن نکن، یک عالمه نقشه براش میکشن و از این کلاس به اون کلاس بچه رو میکشونن یعنی انواع و اقسام خشونت رو اعمال میکنن بعد میگن ما شانس نداریم یه بچه خنگ گیرمون اومد یه بچه وحشی نصیبمون شد...نمیدونم چرا اینقدر اضطراب داره، چرا اینقدر داد میزنه... چرا اینقدر زورگو و لجبازه

دوست داشتین بیشتر وارد جزییات بشین اینجا حرفهای خوبی هست