من امسال رو برای خودم سال سعدی نامگذاری کردم

 

به شدت باهاش نامانوس بودم یعنی غیر از همون منت خدای را عزوجل مدرسه و همون شعرهای تو کتابهای درسی هیچی ازش نخونده بودم به نظرم یه واعظ می اومد که فقط نشسته یه گوشه مردم رو نصیحت کرده

 

خب کار بدی هم نکرده ولی من نمیخوندمش اصلا حتی امتحان نکردم ببینم جذبم میکنه یا نه

 

امسال تصمیم دارم بخونمش

 

از وقتی اومدم شیراز فقط دو بار رفتم سعدیه اونم قبل از به دنیا اومدن هومان

 

هومان تو هر سنی تو حافظیه عکس داره یعنی دهها بار رفتیم ولی تا به حال سعدیه نرفته بود چه شرم آور

 

تو برنامه های اول سعدی رو گذاشته بودم به همراه باغ دلگشا که کنارش هست

 

ما رفتیم سعدی و اینبار در حالی قدم به آرامگاه سعدی گذاشتم که باهاش آشتی کرده بودم و واقعا با ابهت بود چقدر برای من دوست داشتنی بود به قدری تحت تاثیر احساسات خودم و جو آرامگاه قرار گرفتم که وقتی رسیدم به مقبره سعدی بی اختیار اشکم سرازیر شد

 

با عشق بهش سلام کردم و گفتم دیگه با هم دوستیم

 

احتمالا سعدی هم یه لبخند ملیح تحویلم داده و دست دوستیم رو به گرمی فشرده

 

بعله

 

 

 

 

 

 

 

 

من فکر میکردم از مقبره سعدی و حوض ماهی عکس های خوبی قبلا گرفته باشم برای همین عکس نگرفتم اما بعد که گشتم عکس خوبی که دوست داشته باشم بذارمش اینجا پیدا نکردم 

 عکسهای تو اینترنت هم کیفیتاش خوب نبود اینبار که رفتم عکس میگیرم و میذارم

 

اینجا اون رودی هست که از یه چشمه ای از کوه سرازیر میشده و سعدی کنارش می نشسته و پاهاش رو میذاشته توش و شعرهاش یه دفعه فوران میکرده یه همچین خاصیتی داره آب روان

 

 

نمای نزدیک

 

 

 

 

 

پسر غیر قابل کنترل من در مقابل آب


 

 

 

حضور سرزدهء انگشت بنده رو درون عکسها به بزرگی خودتون ببخشین

 

 

و موش آب کشیده که به زور نگهبانها از تو آب در اومد و ما که نمی فهمیدیم ولی با گریه زیر لب بهشون بد و بیراه هم گفت

 

با توجه به سردی هوا و خیس شدگی آقا و از انجایی که باغ دلگشا هم آب روانی داره که هومان امانش نخواهد داد دیگه بیخیال باغ دلگشا شدیم و گذاشتیمش برای یه روز دیگه

 

7 ماه پیش که داشتم اثاث کشی میکردم یادتونه مجبور شدم یه ماه نیام وب

 

حالا هنوز سر سال نشده صاحبخونه زنگ زده که خونمو میخوام برای برادر زنم اگر میشه فکرجا باشین

 

و من الان دوباره یک خانه به دوش هستم

 

فردایه سفر به بوشهر در پیش داریم بریم و بیایم دنبال خونه بگردیم

 

شیراز گردی را برای مدت کوتاهی متوقف کرده به بوشهر گردی و ساحل دریانوردی و بعد هم دنبال خونه گردی می پردازیم

 

الهی زودتر به سامان رسیده و به برنامهء تفریحات جمعه ای بازگشت نماییم

 

خیلی تو این هفته قبل از سفر کار داشتم نشد زودتر این پست رو بذارم و حالا مصادف با روز بزرگداشت سعدی در حالیکه چمدون جمع نشده لباسها وسط هال هست بالاخره پست شد