تو دو تا پست قبل نوشتم دیگه دلم نمیخواد چیز جدیدی بخونم ... واقعا فقط میخوام وارد عمل بشم اما دوز اعتیاد به خوندن در من بالاست به این راحتی ترک نمیشه حالا برای یادگیری نمیخواستم چیزی بخونم برای سرگرمی که می تونستم بخونم یه چیزی شبیه بابا لنگ دراز مثلا

برحسب برنامه پیش می رفتم و مراقبه و یوگا هم انجام میدادم و در این حین با توجه به جسمم متوجه شدم که اون حالت سرزندگی و سبکی و اشتیاق روحی که من به دنبالش هستم فقط و به تنهایی برای روح اتفاق نمی افته من هرچقدر هم از لحاظ روحی بی کینه و سبکبال و خوش باشم از لحاظ جسمی مشکلاتی دارم که نمیذاره کاملا راحت باشم

من تازه فهمیدم یه سری درد مزمن در بدنم هست که اونقدر کهنه شده که باهاش انس گرفتم و سالهاست دارم تحمل میکنم انگار خیلی عادی و طبیعیه

متوجه شدم وقتی از خواب بیدار میشم قبراق نیستم و هرزمان که باشه هرچقدر که خوابیده باشم هنوز خسته ام

خوابیدن خستگی من رو در نمی بره

سردردهای شدیدی دارم که غروبها به اوج میرسه و گاهی چنان غیر قابل تحمله که حتما باید یه ژلوفن بخورم غیر از اون با هیچ چیز دیگه ای خوب نمیشه

پوستم خشکه و دستهام به محض وارد شدن به فصل پاییز اگزما میشه حتی اگر دائم دستکش داشته باشم با هیچ کرم و پمادی هم خوب نمیشه با نوشیدن آب زیادم خوب نمیشه

مچ های هر دو پام دردناکه طوری که گاهی نصف شبا که از خواب بیدار میشم حتی یه قدم هم نمی تونم راه برم

کمردرد وحشتناک که به محض فقط چند دقیقه ایستادن پیداش میشه و واقعا عذاب آورده

وقتی یوگا میکنم با کوچکترین حرکات و کمترین فشار همه بدنم درد میگیره این در حالیه که من باشگاه بدنسازی می رفتم و قاعدتا نباید درد جسمی همراه با ورزش سبکی مثل یوگا میداشتم

بله من مشکلات جسمی دارم فراتر از سنگینی روح و تلاش من برای سبک کردن روحم با وجود جسم دردمندم خیلی جواب نمیداد

من گاهی (معمولا سالی یکبار) رژیم های پاکسازی جسم میگیرم مثلا ماه رمضون امسال هم تمام تلاشم پاک کردن جسمم بود خیلی هم مطالعه کرده بودم و بخور نخورهای زیادی رو اجرا کردم

بعد از اینکه پی بردم جسم سالم و سبکی ندارم تصمیم به پاکسازی جسم گرفتم برای بار دوم تو امسال...

خیلی گشتم تو اینترنت ... دنبال رژیم غذایی برای پاکسازی روح و جسم میگشتم نه برای کاهش وزن تا رسیدم به رژیم 15 روزه آقای جمشید خدادادی که اصلش تو اینترنت نبود و من کتابش رو خریدم کتاب 15 روز تا سلامتی

در یکی از متونی که تو اینترنت راجع به رژیم ایشون نوشته بود عنوان کرده بود که این یک رژیم خامگیاهخواری هست و در حالیکه آقای خدادادی خودش خیلی به خام گیاهخواری اعتقاد داره و حتی این رژیم رو بر اون اساس نوشته ولی نمی دونیم چرا از بیان خامگیاهخواری به وضوح ابا داره شاید به خاطر اینکه کتابش رو براساس طب قرآنی و طب ابوعلی سینا نوشته و در قرآن گوشت و مرغ و ماهی آزاده و با وجود تعداد خیلی محدودی آیه در مورد خوردن گوشت و ماهی به نسبت تعداد خیلی زیاد آیه در مورد خوردن میوه ها و دانه ها ایشون گوشت خواری رو رد نکرده اما دائم تکرار میکنه تا میتونین گوشت و مرغ نخورین

خیلی زیاد به سبک غلط و غیر انسانی پرورش دام و طیور تاکید داره و میگه این مرغهای بدبختی که اجازه خوابیدن بهشون نمیدن و دائم تو مرغداریها بیدارن و اونقدر ویتامین و آنتی بیوتیک بهشون تزریق میشه که مجبورین با هزار ترفند گوشتشون رو بی بو و قابل خوردن بکنین فقط سمه که دارین هر روز به بدن خودتون وارد میکنین ضمن اینکه بیشتر غذای این مرغها روده های پر از مدفوع و خشک شدهء مرغهای قبلا مرده هست که به غذای اینها اضافه میکنن برای صرفه اقتصادی ( اینا چه فرقی با خوکی که چون مدفوع خودش رو میخوره حرامه داره؟ اون بدبخت با طبیعت خودش میخوره این رو به زور برخلاف طبیعتش به خوردش میدن)

گاو و گوسفندهایی که با علف تغذیه نمیشن هیچ چیز مفیدی برای بدن شما که ندارن هیچ آسیب های زیاد و بیماریهای زیادی رو با خودشون به همراه دارن

تا میتونین از خوردن محصولات پرورشی خودداری کنین مرغهای تازه محلی و ماهی ها و گوسفندها و گاوهایی که برای تجارت پرورش پیدا نمیکنن رو بخورین تازه اونم کم

اما تو اون جستجوها من رسیدم به کتاب "قابلمه رو فراموش کن" که یه میوه خوار نوشته و چقدر منطقی و درست ثابت کرده سرطان، دختر قابلمه است و با باب شدن قابلمه بیماریهای صعب العلاج هم سراغ انسان اومده خیلی علمی نشون داده که با پختن حتی گیاهها مواد معدنی و ضروری اون ها برای بدن رو از بین می بریم و در نهایت به یه مرده خوار تبدیل میشیم که هیچی به بدن بیچاره مون نمی رسونیم و برای همینه که عمر انسان از 900 سال و هزار سال رسیده به نهایت نهایت 100 سال تازه اونم اگر درست زندگی کنیم و غذای سالم بخوریم و خوب استراحت کنیم و از استرس ها و اضطراب ها و بیماریها در امان باشیم

خب خیلی منطقی بود از نظر من که علت بیماریهای انسان، علت درد هاش، علت این همه خشم ها و دعواها و جنگ ها و همنوع کشی ها و فقر و فلاکت انسان فاصله گرفتنش از طبیعت وجود خودش باشه

خیلی طبیعیه که وقتی با طبیعت مبارزه کنیم طبیعت هم با ما مبارزه کنه

این شد که شروع کردم به خوندن کتابها و سایتها و مقاله های میوه خوارها و خام گیاهخوارها برای نجات حداقل خودم و خانواده ام از این همه غیر طبیعی بودن

یادتونه اون پستی که راجع به گیاهخواری نوشته بودم و میگفتم هرچقدر هم در موردش میخونم بازم منو قانع نمیکنه و دلم نمیخواد گیاهخوار بشم یادتونه نوشته بودم اگر بنا به نخوردن گوشت جانداریه که به دست ما کشته میشه پس کاهو و کرفسی هم که با چاقوی در دستهای ما دقیقا شبیه همون گاو و گوسفند سر بریده میشه و  از حیات ساقط میشه نباید خورد.  هنوز هم بهش اعتقاد دارم و گیاهخواری رو قبول ندارم.

اما در مورد میوه ها و دانه ها و مغزهای خام داستان فرق داره اینا میوه های درخت و بوته ایه که وقتی میرسه خودش از شاخه جدا میشه حتی اگر توسط انسان کنده بشه برای باروری بیشتر درخت در سال بعد هست یعنی هیچ حیاتی توسط انسان از بین نمیره درختی قطع نمیشه بوته ای از بین نمیره بلکه کمک به طبیعت هست برای رشد.

خامگیاهخوارها و بالاتر از اونها میوه خوارها اعتقاد دارن هیچ انسانی که از بدو به دنیا اومدنش غذای پخته خورده و بهش معتاد هست نمی تونه بدون مطالعه زیاد و فقط با حرف و نصیحت من میوه خوار و حتی با دیدن سلامت بیش از حد ما که خیلی از ماها از بیماریهای مهلک و شدید با این روش نجات پیدا کردیم به این روش زندگی رو بیاره فقط باید خوند و خوند و بررسی و تحقیق کرد

از اونجایی که من یه نسیم محقق هستم نه یه نسیم مقلد در هیچ زمینه ای، در حال ادامه دادن به  خوندن و تحقیقاتم هستم

خامگیاهخوارها میگن تا وقتی این شیوهء زندگی رو امتحان نکردین درموردش نظر ندین نه منفی نه مثبت خب اینم یه خواسته معقول و منطقیه

اما من به یه چیزی زیاد فکر میکنم

به این که اگر ما انسانها میوه خوار میشدیم که با قرار گرفتن دانه ها و مغزهای خام در کنار میوه های تازه در رژیم غذاییمون تمام مواد معدنی و املاح و انرژی مورد نیاز بدنمون تامین میشد و بدن بیچاره مون هم که اصلا برهمین اساس ساخته شده به روش طبیعی خودش کار میکرد چه اتفاقی می افتاد حداقل حداقلش

 

1-      ما دیگه برای شستن ظرفهامون نیاز به مایع ظرفشویی نداریم که حالا بفهمیم چقدر سرطانزا هستن و برای مقابله با سرطان ناشی از مصرف مایع ظرفشویی باید چاره اندیشی کنیم که فعلا نصف مایع  ظرفشویی نصف سرکه بریزیم شاید اثر مخرب و سرطانزاش کاهش پیدا کنه

2-      چه کاهش چشمگیر و عظیمی در مصرف آب خواهیم داشت

3-      مصرف گاز خیلی خیلی کم میشه

4-      اون گازهای گلخانه ای که داره اتمسفر رو داغون میکنه و در اثر مصرف مواد گوشتی از بدن و مدفوع انسان خارج میشه از بین میرن

5-      مجبور به پرورش دام و طیور به شکل بی رویهء امروزیش که به خاطر تغذیه اونها زمینهای زیادی زیر کشت علوفه و غلات میره نیستیم

در عوض درخت میکاریم و دیگه میوه ها و سبزیجاتمون رو با کودهای شیمیایی و مواد سمی پرورش نمیدیم چون میوه خوارها میوه های گلخونه ای نمیخورن هیچ چیز غیر طبیعی نمیخورن

6-      میوه خوارها قادر به تحمل درجه حرارت تا 20-30 درجه زیر صفر بدون تن پوش هستن پس دیگه وسایل گرمایشی هم نیاز نداریم و چه حجم عظیمی انرژی از بین نمیره

ذائقهء معتاد ما به مواد گوشتی می تونه یواش یواش به اصل و طبیعت خودش برگرده من در اولین قدم در این  راه، میوه و غذاهای خام رو تو رژیم غذاییم زیاد کردم یعنی صبحانه که من همیشه ازش فراری بودم رو با اشتیاق با میوه جایگزین کردم به این شکل که یه نوع میوه که میلم میکشه رو به صورت درشت رنده یا خورد میکنم هرچقدر که دلم میخواد... بعد یه قاشق عسل روش میریزم (اگر نداشته باشم نمی ریزیم) با یک قاشق پودر بادوم یا فندق یا گردو یا پسته مخلوط میکنم و دیگه حتی یه قاشق از اون رو حاضر نیستم با کسی قسمت کنم یا انار میخورم به به... با یه لیوان شیر بادوم یا هرکدوم از چهار مغز دیگه*به عنوان نوشیدنی به جای چای یا قهوه .... فکر میکنین سیر نمیشیم من به شخصه تا ظهر دیگه به هیچی میل ندارم اگر داشته باشم یه میوهء دیگه میخورم بعد ناهار رو هم اگر میلم بکشه به انواع سالادهایی که توش هم میوه هست هم سبزیجات هم جوانه ها و هم مغزها و هم روغن زیتون و لیمو ترش عزیزم و باور نمیکنین که تاشب سیر میمونم اگر هم میلم به غذای پخته بکشه از سبزیجاتی که تو یخچال دارم یه غذای گرم و دلچسب برای خودم میسازم

شب رو هم سعی میکنم با میوه سپری کنم

گوشت و مرغ هم وقتی برای  هومان عزیزم و پدرش با یک عالم عذاب وجدان می پزم ناخنک میزنم و میخورم ولی باورتون نمیشه که مرغ برای من دیگه بوی مدفوع مرغ میده هرچقدر هم مزه دارش کنم!!! و گوشت از گلوم پایین نمیره فقط ماهیه که فعلا هنوز میتونم با لذت بخورم اونم ماهی تازهء دریایی؛ قزل آلاها به نظرم بوی سم و هورمون میدن هرچقدر هم بهشون سیر و فلفل و جعفری و گشنیز بزنیم

خوشبختانه هومان و پدرش از غذاهای خامی که من برای خودم درست میکنم استقبال کردن و هومان سر سفره اول حسابی از غذای من میخوره بعد چندتا قاشق از غذای پخته ای که براش درست کردم میخوره و من امیدوارم با بزرگ تر شدنش گرایشش به خام گیاهخواری بیشتر بشه

خلاصه که از مراقبهء توجه به تنفس و اعضاء و جوارح بدن که یکی از دستورات اون نسخهء پیچیده شده برای من بود رسیدم به این شکل از تغذیه البته با خوندن تا الان 5-6 تا کتاب و سایت ها و مقالاتی که تو این زمینه نوشته شده

و جملهء دیپاک چوپرا این روزها تو مغز من زیاد میچرخه که اگر میخوای خداگونه و نورانی بشی باید از نور تغذیه کنی پس از مواد غذایی بخور که همش نور باشه و با نور خورشید پخته شده باشه

هر وقت یه خامگیاهخوار صرف یا میوه خوار شدم میام در موردش براتون می نویسم فعلا هنوز تصمیم قطعی در این مورد نگرفتم ولی لذت میوه خواری خیلی زیاده فکر کن همش میوه بخوریم به به اونم میوه های خوشمزهء فصل میوه هایی که مزهء آب نمیده و هیچوقت دل آدم رو نمیزنه ما همیشه میوه دوست داریم ...  ما یه شانسی آوردیم که یه میوه فرشی نزدیکمون هست که خیلی کوچیکه ولی میوه هاش واقعا خوشمزه است و مزه هایی داره که من تا قبل از این خیلی کم چشیده بودمش اکثرشون رو از باغ های خودش و همسایه هاش و نزدیکانش میاره و میگه شیمیایی نیستن و واقعا خوشمزه ان خوشمزه به معنای واقعی کلمه

 

*شیرهای مغز ها رو به این شکل درست میکنن

50 گرم از هر کدوم از مغزها که دوست داریم (حتما به صورت خام باشه مغزهای بو داده و شور، بی خاصیت میشن چون حرارت میبینن . مغز بادوم از بقیه پر خاصیت تر هست) می ریزیم تو آب جوش چند دقیقه بهش فرصت میدیم و بعد آب سرد روش میریزیم پوستش به راحتی جدا میشه میریزیم تو مخلوط  کن قوی یا اول خیلی خوب آسیابش میکنیم و بعد با 3 تا 4 لیوان آب و 3 قاشق غذاخوری عسل حسابی میکسش میکنیم ( 4-5 دقیقه ) این شیرها به قدری دلچسب و گوارا و خوشمزه هستن که آدم یاد نهرهای شیر بهشت می افته

پ.ن: من دو هفته ای هست از شر سردردهام نجات پیداکردم و قرص نخوردم علت سردردهام اعتیاد شدیدم به چای بود که با ترک کردنش اونها هم ناپدید شدن فعلا