یه پست تغذیه ای دیگه بذارم و دیگه تا قبل از به دست آوردن یه سری تجربهء به درد بخور پروندهء تفکر و توجه جسمانی رو ببندم

اگر ما آدم ها از سه بخش ذهن و روح و جسم تشکیل شده باشیم باید به هرسه تا به یه اندازه توجه کنیم نمیشه یکی رو تو اولویت بذاریم و توجهمون رو از بقیهء بخش ها برداریم پس همونقدر که پاکسازی ذهن از خزعبلات شرطی شدهء عادتی ما از بچگی تا الان مهمه، همونقدر که تعالی و تغذیهء درست روح مهمه، همونقدر هم پاکسازی جسم از تمام سموم وارد شده به بدنمون از دوران طفولیت و جایگزین کردن تغذیهء درست مهمه

من خیلی به تغذیه اهمیت میدم وقتی باردار شدم این توجه خیلی شدت گرفت و از وقتی هومان به غذا افتاد تقریبا بخش بزرگی از ذهن من درگیر تغذیهء درست شد

بعد حالا با این همه توجه وقتی چندین کتاب راجع به تغذیه و تندرستی و نشاط و سلامت جسم و این چیزا خوندم فهمیدم چقدر ذهنیات من راجع به تغذیهء درست اشتباه بوده خب اون اطلاعات از کجا اومده بود؟ اصلا چی بود؟ همه چی براساس شنیده ها؟!!!! دکترها؟!!! پس کتاب چی؟ مطالعه و تحقیق چی؟ چه شکست سنگینی بود برای من

همونطور که گفتم من حدود 20 سالی میشه که با گیاهخوارها آشنام و دوستان صمیمی نزدیکی دارم اما هیچوقت فلسفهء گیاهخواری برای محافظت از حیوانات منو قانع نکرد و نمیکنه

اما این همه دلیل و منطق و شواهد و تجربه در خصوص بیشتر بودن مضرات گوشت و لبنیات در مقابل فوایدشون می تونه مقاوم ترین آدمها در مقابل تغییر رو هم تکون بده

من اگر بخوام برای نجات زندگی و سلامتی و شادی خودم و خانواده ام میوه و گیاه بیشتری وارد چرخهء غذاییمون بکنم خیلی راحت تر و بی دردسرتر و با رضایت قلبی بیشتر این کار رو میکنم تا اینکه بخوام حیوانات دنیایی رو نجات بدم که مثل مور و ملخ دارن توش آدم میکشن

حالا میوه و سبزیجات تازه، تو اولین طبقهء هرم غذایی ما قرار میگیره به جای نون و برنج و ماکارانی و بقیه غلات... اینا میرن تو طبقهء بعدی. حبوبات و مغزها و دانه ها دارای فضای گسترده تری تو هرم میشن و گوشت و مرغ و لبنیات و تخم مرغ میرن اون بالا رو نوک هرم در کنار چربیها و قند و شکر... تازه اونم از نوع محلیش نه ماشینی

تمام پزشکها متفق القول هستن که در زمان بارداری تمام دستگاههای بدن دارای کارکرد خیلی درست میشن تا موجود تازه به وجود اومده رو از آسیب ها حفظ کنن.

دکترهای متخصص روزه ( اینها پزشکانی هستن که درمانهاشون رو از داروها به مواد طبیعی تغییر دادن و اعتقاد دارن بدن برای درمان و بازسازی خودش نیاز به هیچ مادهء خارجی نداره و خودش قادره اگر بهش فرصت بدیم و اجازه بدیم خودش رو از نو بازسازی کنه) میگن زنان بارداری که دچار تهوع هستن به دلیل تجمع سموم تو بدنشونه که اگر به ندای بدنشون گوش کنن و براساس اون عمل کنن بدن خیلی سریع این سمها رو دفع میکنه و به روال طبیعی خودش برمیگرده

من این رو به شدت می پذیرم و قبول دارم من در تمام دوران بارداریم به هیچ وجه دچار تهوع نشدم ولی میلمم به گوشت و مرغ و ماهی و لبنیات و تخم مرغ نکشید فقط دوست داشتم میوه و سبزیجات و مغزها و حبوبات بخورم طوری که دوستان گیاهخوارم بهم میگفتن تو یه فرزند آگاه، درونت در حال رشده اما پزشکم اصرار داشت که مرغ و گوشت وارد چرخهء غذاییم بشه و هر طور که هست بخورمشون و من هزار ترفند اجرا میکردم و به هزار شیوهء آشپزی رو می آوردم تا بتونم مرغ و گوشت رو از گلوم بفرستم پایین. لبنیات که هیچوقت دوست نداشتم و ندارم و تخم مرغ هم که دیگه تکلیفش مشخصه

متخصصین روزه اعتقاد دارن هر از گاهی باید با گرفتن روزه، بدن رو از تجمع سموم خلاص کنیم. روزه نه به شکل امروزی خودش که تو ماه رمضون میگیریم که ده برابر معمول به بدنمون سم وارد میکنیم. روزهء ماه رمضون ما مسلمونها هم اگر به شیوهء واقعیش اجرا بشه دقیقا سم زدایی میکنه ولی امروز در دنیا انواع اقسام روزه هست که معروفترینش روزهء آب هست.

تو روزهء آب، بعد از سه روز که به خاطر اشتهای کاذب سخت گذشت، از روز چهارم اونهایی که بدنشون دارای سم و اضافات هست دیگه احساس گرسنگی نمیکنن و بدن بیچاره فرصت پیدا میکنه مواد زایدی که به دلیل فشار کار اضافه روی هم تلنبار کرده رو به کار بگیره و ازشون استفاده کنه و اضافی ها رو دور بریزه این روزه تا زمانی ادامه پیدا میکنه که آدم دیگه واقعا گرسنه میشه و میل شدیدی به خوردن پیدا میکنه که البته آداب خودش رو داره چطوری شروع بشه، چطوری بفهمیم که کار پاکسازی بدن تموم شده و چطوری شکستنش، میزان آب خوردن اینها همه مهمه... یه وقت سرخود نرین اینکار رو بکنین

مطالعات من در زمینه تغذیهء درست، من رو به اون هرم غذایی که بالا نوشتم و واجب بودن روزه به شکل درستش رسونده و تجربهء من تا اینجا اینو میگه که میشه خیلی راحت مرغ و گوشت رو نخورد اما نمیشه راحت از غذای پخته گذشت و فقط خام خورد. البته در طبقه بندی گیاهخواری تا 25 درصد غذای پخته اگر در رژیم غذایی باشه آدم هنوز خامگیاهخوار به حساب میاد.

و من به شخصه کسانی که لبنیات و تخم مرغ میخورن رو گیاهخوار نمی دونم

کسانی که فقط ماهی و میگو میخورن رو گیاهخوار نمی دونم

اونایی که علاوه بر مرغ و گوشت و ماهی لبنیات یا تخم مرغ نمیخورن رو گیاهخوار نمیدونم

اینا همش جنگولک بازیه

فقط وِگَن ها که گوشت و مرغ و ماهی و میگو و لبنیات و تخم مرغ و عسل نمیخورن ولی غذاهاشون رو به صورت پخته استفاده میکنن گیاهخوار واقعی ان و خام گیاهخوارها که غذای پخته یا نمیخورن یا کم میخورن و میوه خوارها اینا درستن یه عده هم هستن که به خودشون میگن طبیعی خوار که در موردشون اطلاعات زیادی ندارم.

و من خودم با وجود اینکه تقریبا میشه گفت دارم خامگیاهخواری رو تجربه میکنم که 25 درصد غذای پخته میخوره ( هیچ رقمه نمیتونم از نون و برنج و حبوبات پخته بگذرم) اگر یه وقتی یه جایی یه غذای گوشتی خیلی خوشمزه بهم چشمک بزنه حتما در حد چشیدن امتحان میکنم و اگر واقعا و شدیدا لذت بخش بود تا تهش میرم و به اون گوشت یا مرغ به چشم سمی نگاه میکنم که اگر وارد بدنم بشه بهم آسیب میزنه ولی به لذت خوردنش می ارزه.

البته فعلا نظرم اینه و ممکنه در آینده تغییر کنه ( ما آدمها تمام کارهای خیلی درست و خیلی غلطمون رو در زمان جوگیری انجام میدیم اگر درست بود که بردیم اگر نبود هم که یه تجربهء باحال به حساب میاد)

تو فکر روزهء آب هم هستم ولی کی شجاعتش رو پیدا کنم نمی دونم!!!!