مامان دَنگ دینگ

این اسم جدید منه بعد از سه سال مادری

خیلی دوست داشتم جشن تولد سه سالگی هومان رو بین بچه های همسن و سالش برگزار کنم و یک عالمه بازی و خوراکی های خوب و خوشمزه براشون تدارک ببینم تا حسابی کیف کنن و جز اولین خاطره های بچگیشون براشون ثبت بشه ولی خب متاسفانه ما حتی یه دونه بچه کوچیک هم دور و برمون نداریم

هومان رو هم که هنوز نه مهد و نه هچ کلاس دیگه ای نذاشتم که دوستی تو سن و سالهای خودش داشته باشه

به همین دلیل تولد سه سالگی هومان با بزرگترها برگزار شد

از اول که مهمونها اومدن دنبال من راه افتاده بود و میگفت: کِک بیار تَبَلُد موبارک بِنونیم

خلاصه که مهمونها نشسته و ننشسته ما کیک پسرمون رو که برای اولین باز خودم درست کردم آوردیم کیک زیاد درست میکنم ولی برای تولد و خامه دار و تزیین شده اولین بار بود یه تزیین ساده و بچه پسند هم انتخاب کردم که ریسکش کم باشه


هومان که کلی ذوق کرد و مهمونها هم از طعمش لذت بردن

هومان حس یه رییس جمهور رو داشت که قرار بود در انظار عموم کار بسیار مهمی انجام بده ژست گرفته بود و شمع فوت میکرد و به بقیه نگاه میکرد تا براش دست بزنن و تولد مبارک بخونن

کلی هم از فشفشه بازی کیف کرد


اون کیت کت ها از کناره های کیک برداشته و خورده میشد و مامان هی می آورد جایگزین میکرد که قیافه کیک خراب نشه هومان فکر میکرد مال دور کیک احتمالا طعمش بهتر از تو کاغذ باشه جهت تست بود فقط

آقا ما برای چندتا دونه مهمون کلی تدارک شام دیدیم و 4 مدل سالاد( سیب زمینی و بلوچیز، پاستای مکزیکی، سالاد قارچ و سالاد فصل ) و دو مدل غذا  ( جوجه کباب و تیمبالو دی ریزتو ( غذای گیاهی ایتالیایی)) و دو مدل نوشیدنی درست کردیم هیچکس یه عکس خشک و خالی از اون همه تدارک نگرفت فقط همه از قیافه ژله ها خوششون اومد انگار


والا

امیدارم سال بعد که هومان بزرگتر و عاقل تر میشه بتونیم جشن تولدش رو بین همسن و سالهاش برگزار کنیم تا حسابی خوش بگذرونه