خانوادهء 5 نفرهء ما

من تا به حال همهء 5 نفر اعضای خانواده مون رو به شما معرفی نکردم؟

فکر نمیکنم

خانوادهءما 5 تا عضو داره

خودم ... بابای هومان... هومان ... عضو شمارهء 4 و عضو شماره 5

شماره 4 و 5 هر دو خیلی عزیز هستن

 

 

شماره 4 به شدت مورد توجهء بابای هومانه خیلی براش دوست داشتنیه و حسابی براش مایه میذاره و بهش میرسه و تمیزش میکنه هر روز دستی به سر و کوشش میکشه و ازش تشکر میکنه و ابراز عشق میکنه بهش

 

 

شماره 5 هم به شدت مورد توجهء پسر خانواده است طوریکه حتی با ما سر سفره میشینه غذا میخوره* ... بسیار به هومان وفاداره و همیشه کنار ماست و هومان بیشتر وقتش رو در طول روز با اون میگذرونه و هر روز هم یه بازی جدیدی کشف میکنه که با اون انجام بده

 

 

تازگی ها پسر خانواده یه میلی هم به عضو شماره 4 پیدا کرده و خیلی زیرپوستی بهش واکنش نشون میده و بهش علاقه داره و از نبود پدر سوء استفاده میکنه  و دستی هم سر و گوش اون میکشه یواش یواش پدر بوی خیانت رو شنیده و به هومان چپ چپ نگاه میکنه ... چندباری هم فعلا سر عضو شمارهء 4با هم مختصر دعوایی کردن خیلی کوتاه و نرم ... فعلا

 

 

خلاصه این دوتا عضو نقششون به شدت تو زندگی و خانوادهء ما پررنگه و هیچ کس حق کوچکترین بی احترامی رو بهشون نداره

معرفی میکنم

عضو شمارهء 4..... 206 تیپ 2

و عضو شمارهء 5 ... جارو برقی ناسیونال  W1300

این دو عضو زرشکی دوست داشتنی ما

 

 

و من وقتی پدر و پسر با اعضای دوست داشتنیشون سرگرمن میام و لپ تاب عزیزم رو بغل میکنم و برای شما می نویسم

اما این هنوز به عنوان عضوی از خانواده پذیرفته نشه طفلکی لپ تاب مهجور من

 

 

*غذا میخوره چون بعد از هر غذا مجبوره اضافه هایی که هومان احتمالا به عمد روی زمین ریخته رو جمع کنه و بخوره تا این حد وفاداره

/ 3 نظر / 65 بازدید
رها - مشق سکوت

پسرخاله ی منم سه سالشه، خیلی به جاروبرقی علاقه داره، دقیقا همیشه باید کنارش باشه، هرجا هم میره جاروبرقی اون خونه رو میاره وسط پذیرایی، باید کنارش باشه. خالم وقتی یه جا میرفت میخواست به پسرش بگه جاروبرقی مال خودشون نیست دستش نزن، میگفت جاروبرقی ِ مردمه، حالا پسرخالم فکر میکنه اسم جاروبرقی هست: "جاروبرقی مردم " [نیشخند][نیشخند]

رها - مشق سکوت

راستی نسیم، اون کتاب سکون سخن می گوید که گفته بودی، ممنوع شده چاپش، کل انقلاب رو گشتم دنبالش، از مغازه دارا بگیر تا دست فروشا، هیچ کدوم نداشتنش. شهر کتاب مرکزیم رفتم اونجا هم نبود، حالا باید اگه پیداکنم اینترنتی بخرمش. یا پی دی افش رو بگیرم پرینتش کنم، چون کتاب الکترونیکی نمیتونم بخونم تعجب میکنم برای چی ممنوعش کردن. جالبه که کتابی که قبلا چاپ میشده حالا دیگه اجازه چاپ نداره

عمران

[گل] امیدوارم همیشه این جمع برقرار باشه. البته اعضای دیگه ای هم بزودی به زندگی تون اضافه میشه. توسط هومان. تا ببینیم چی چشمش رو بگیره. بازم بایدازش تشکر کنی که میذاره دو دقیقه سراغ لپ تاپت بری. ما که کلا محرومیم. حتی در حد چنددقیقه. فقط دورادور نگاش میکنم